داستان خود را بگویید

سلام من رادین یاری هستم یه بچه ی 13 ساله که زندگی خیلی جالبی داره و پر از اشوب و داستان های بامزه

درباره من

روزی روزگاری، پسری به نام رادین در شهری کوچک زندگی می‌کرد. رادین عاشق ستاره‌ها بود و هر شب با تلسکوپ کوچکش به آسمان نگاه می‌کرد. یک شب، نور عجیبی از آسمان افتاد و در جنگل نزدیک خانه‌شان فرود آمد. رادین با کنجکاوی به سمت نور رفت و با یک موجود کوچک فضایی روبه‌رو شد که اسمش “زوری” بود.

زوری گم شده بود و نمی‌توانست به سیاره‌اش برگردد. رادین باهوش و مهربان بود، پس تصمیم گرفت کمکش کند. با استفاده از دانشش درباره ستاره‌ها و نقشه‌های آسمانی، مسیر سیاره‌ی زوری را پیدا کرد. آن‌ها با هم یک فرستنده ساختند و زوری توانست با سفینه‌اش تماس بگیرد.

وقتی سفینه آمد، زوری از رادین تشکر کرد و به او یک گردنبند ستاره‌ای داد که هر وقت به آسمان نگاه می‌کرد، می‌درخشید. از آن شب به بعد، رادین هر شب به آسمان نگاه می‌کرد و لبخند می‌زد، چون می‌دانست دوستی‌اش تا دورترین ستاره‌ها ادامه دارد. 🌟

پرسش‌های متداول

کتاب داستان‌ها درباره چیست؟

من

قیمت کتاب داستان‌ها چقدر است؟

10 میلیار دولار

کتاب داستان‌ها چه زمانی منتشر خواهد شد؟

10000هزار سال دیگه

آیا نسخه‌های امضا شده در دسترس است؟

بله بیا خونم امضا می کنم